ناصر الدين شاه قاجار
179
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
شكار كرده بودند . كنار رودخانه جنگل و نى [ و ] بيد و . . . بوده است . ايلات و اكراد سنجابى ، و . . . همهجا كنار رودخانهء قشلاق كرده بودند . چادر زيادى زده بودند . امروز سنجابىهاى زيادى ، به عرض آمده بودند . حاتم خان سنجابى ، محمد رحيم خان ، پسر حسن خان سنجابى را كشته است . [ و ] فرارا به خاك روم آمده ، از پاشا مطالبه شد . خلاصه ، شب بعد از شام مردانه شد . يحيى خان و . . . آمدند . بعد خوابيديم . chemsdole امروز ، زعفران باجى [ و ] زبيده ، براى جاى چادر دعوا كرده بودند . امروز پاشا مىگفت : در يمن طوايف اعراب اسير به والى يمن ، ياغى شدهاند . او را محاصره كردهاند . از دولت عثمانى هشت هزار قشون مأمور دفع آنها شده است . روز يكشنبه شانزدهم [ شهر شوال ] در خانقين اطراق شد . چادر ترمه را هم به علاوهء چادرزرى زده بودند . بعد از ناهار ، وزير خارجه ، والى پاشا ، كمال پاشا ، ناظم افندى ، مشير الدوله ، را در چادر ترمه خواسته ، بعد از اظهارات رسمى ، همه را نشانده ، خودم روى صندلى نشستم . صحبت زياد شد . از حرفهاى دوستى ، و سرحدى و . . . زياد گفتگو شد . پاشا هم عرايضى كرد . بعد رفتند . الى عصرى به صحبت و غيره گذشت ، با پيشخدمتها ، و تيمور ميرزا و . . . عصرى زنانه شد . شب بعد از شام ، مردانه شد . محقق و . . . آمدند . محقق روزنامه خواند . امشب معير الممالك ، پاشا و عثمانىها را مهمانى ميز فرنگى كرده است . پاشا بعد از شام نطقى در اتحاد دولتين كرده ، « تواس » زده بود . يعنى شراب خورده بود . [ 416 ] امروز به همراهان على بيگ ، كه از اسلامبول آمدهاند ، و به خود پاشاها و . . . باز قوطىهاى انفيهء الماس اعلا ، انگشتر الماس [ و ] شال [ و ] چهار هزار تومان پول ، به نوكرهاى سلطان و . . . التقات زيادى شد . شب خوابيديم . . . enis سركار على « 1 » امشب پيدا شده ، سواره على « 2 » مىزند ، دور سراپرده . آخر خودش را به عثمانىها رساند . عجب مردى است . بيچاره امين خلوت كه پا . . . « 3 » را آنجا باز كرده است . روز دوشنبه هفدهم [ شهر شوال ] امروز روز بسيار مباركى بود . بايد به قصرشيرين ، به
--> ( 1 ) . لقب يك نفر از اطرافيان بوده است . ( 2 ) . مقصود فرياد على در اينجاست . ( 3 ) . يك كلمه نامفهوم